اثبات وجود خدای تعالی (جل شأنه)
به تاریخ نقل است که روزی خلیفه ، امام اعظم را خواست تا با یک ملحد در باب وجود خدا مباحثه کند. شخص ملحد عقیده داشت این جهان به خودی خود ساخته شده و سازنده ای ندارد. امام اعظم(رحمه الله علیه) دو ساعت از موعد مقرر دیر کرد. وقتی به دربار خلیفه رسید ، از وی پرسیدند: چرا دیر آمدی؟
امام اعظم(ره) جواب داد: به شط که رسیدم ، قایقی حاضر نبود ، مدتی معطل شدم. بالاخره درختی از ریشه بیفتاد و بناگاه بصورت کشتی درآمد ، من در آن کشتی نشستم و آمدم.
شخص ملحد او را مسخره کرد که چگونه چنین چیزی ممکن است؟
امام اعظم جواب گفت: تو که حاضر نیستی باور کنی حتی یک کشتی کوچک ، بدون سازنده درست شود ، چطور مدعی هستی که این عالم بزرگ با این همه کرامت ، سازنده ای ندارد؟
فبهت الذی کفر
نویسنده پست: عبد الصدیق
کارشناس شبکه وهابی ؛ ما با اهل سنت هم مشکل داریم!
کارشناس شبکه وهابی وصال حق در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه وصال حق پخش می شد، در اظهاراتی صریح به اختلاف وهابیت با عقاید اهل سنت اعتراف کرده و گفت: «کسانی هستند که متاسفانه منصوب به اهل سنت هستند ولی به زیارت اهل قبور می روند، ما به غیر از شیعیان با آنها هم مشکل داریم.»
این کارشناس وهابی با مشرک دانستن مذاهب اسلامی و موحد خواندن تنها فرقه وهابیت افزود: «ما، شیعیان و اهل سنت را به یکتاپرستی دعوت می کنیم.»!
گفتنی است زیارت قبور، سنتی است که اکثریت اهل سنت و شیعیان به آن اعتقاد دارند ولی فرقه وهابی که تحت تاثیر عقاید ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب است به تکفیر مسلمانانی که قبر و گنبد و بارگاه برای انبیاء و امامان و مومنین می سازند و به زیارت آنها می روند مشرک می خوانند
گفتنی است امامان چهار گانه اهل سنت(رحمه الله علیهم) و بسیاری از بزرگان اهل سنت، قبر و بارگاه های مجلل و طلا کاری شده ای دارند که روزانه بسیاری از اهل سنت به زیارت آنها می روند.
نویسنده پست: عبد الصدیق
وهابی ها ننگ جامعه اهل سنت و جماعت
این روز ها از سوریه خبر های وحشتناکی می رسد. نزدیک به ده روز پیش آن ها مقبره صحابی جلیل القدر حجر بن عدی (رض) را تخریب و نبش قبر کردند و اینک یکی از فرماندهان وهابی در سوریه یک سرباز ارتش را کشته ، بدنش را مثله کرده و قلب او را می خورد
بنا به بسیاری از خبر گذاری های دنیا، یکی از فرماندهان (کتائب الفاروق) گردان (عمر فاروق) در منطقه قصیر از استان حمص سوریه، به نام (خالد الحمد -معروف بـه"أبو صقار") با کمال قصاوت، جسد یکی از سربازان سوری را مثله کرده و قلب وجگر سرباز سوری را پس از بیرون آوردن از جسد به دندان میگیرد وبا کمال بی شرمی میگوید این انتقامی است که ما از سوری ها می گیریم
برای اطلاع بیشتر به وبلاگ سلفی و وهابی مراجعه کنید




برای دیدن اصل خبر از بی بی سی عربی کلیک کنید
برای دیدن اصل خبر از بی بی سی فارسی کلیک کنید
برای دیدن فیلم در یو تیوپ کلیک کنید
برای دیدن در روزنامه شرق الاوسط کلیک کنید
................................................
لینکهای

واقعا آن ها جنایت را از حد گذرانده و در حد توحش رسانده است. این افراد با این وحشیگری چطور ادعای مسلمانی می کنند؟ متأسفانه وهابی ها ادعای تسنن می کنند و خود را به جامعه اهل سنت و جماعت می چسبانند و این باعث می شود که چهره اسلام به طور کلی و اهل سنت و جماعت بخصوص خدشه دار شود

نویسنده پست: عبد الصدیق
رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی و رئیس موسسه امنیت داخلی این رژیم گفت سقوط نظام در سوریه کاملا به نفع اسرائیل است و سرنگونی نظام این کشور به معنای برچیدن محور ضد اسرائیلی است.
عاموس یادلین رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی و رئیس موسسه امنیت داخلی در گفتگو با شبکه دوم تلویزیون اسرائیل حرفهای دیگر مقامات اسرائیلی را تکرار کرده و گفته است سقوط نظام در سوریه کاملا به نفع اسرائیل است و سرنگونی نظام آن به معنای برچیدن محور ضد اسرائیلی است.
یادلین درباره افزایش قدرت ارتش سوریه هشدار داده است.
بسیاری از مقامات رژیم اسرائیل بارها تکرار کرده اند آنچه در سوریه رخ می دهد به نفع این رژیم است و آنها در حمایت از تروریستها در سوریه برای از بین بردن ثبات و ا منیت این کشور پیشقدم بوده اند.
.....................
تحلیل
.....................
بعضی از محققان ثابت کرده اند ، آل سعود اصالت یهودی دارند و برخی دیگر محمد بن عبد الوهاب را هم از بنی اسرائیل دانسته اند. شاه عبد العزیز یهودیان را برادران خود خوانده بود.
این که القاعده و وهابیت کلا در خدمت اسرائیل قرار گرفته اند ، خود دلیل آشکار از این حقیقت است که وهابیت یهودی الاصل اند. القاعده و وهابی ها در جهان اسلام هزاران عملیات تروریستی در مساجد و غیر آن انجام داده ، اما تا هنوز حتی یک عملیات علیه اسرائیل انجام نداده است.
التمیمی از علمای سلفی و امام جماعت یکی از مساجد شهر حمص در گفتگو با کانال دوم تلویزیون اسرائیل صراحتا گفته : میان سلفی ها و اسرائیل هیچگاه دشمنی نخواهد بود!
نویسنده پست: عبد الصدیق
بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بدعت کیانند؟
محمد بن عبد الوهاب در کتاب التوحیدش که در واقع قرآن وهابیت است ، اهل سنت را اهل بدعت دانسته است. وی در این کتاب می گوید : " اتبع هؤلاء سنن من قبلهم و سلکوا سبیلهم شبرا بشبر و ذراعا بذراع ، حذوه القذوه بالقذه و غلب الشرک علی اکثر النفوس لغلبه الجهل و خفاء العلم و صار المعروف منکرا و المنکر معروفا و السنه بدعه و البدعه سنه و نشأ فی ذالک الصغیر و هرم علیه الکبیر و طمست الاعلام اشتدت غربه الاسلام(کتاب التوحید ، ص19 و تاریخ نجد ابن غنام ، ص284)
آن ها(اهل سنت) سنت های پیشینیان خود را پیروی کرده و راه آن ها را وجب به وجب و ذراع به ذراع همچون پیروی پرهای کمان همدیگر را ، پیمودند. شرک بر اکثر مردمان بخاطر غلبه جهل و مخفی ماندن علم مخفی مانده و در نتیجه معروف منکر شده و منکر معروف شده است، بدعت به سنت تبدیل و سنت به بدعت تبدیل شده است. در این حالت شرک ، کودکان بزرگ شده و بزرگان پیر شدند ، نشانه ها محو شدند و غربت اسلام شدت یافت.
..............................
بررسی
..............................
ما اهل سنت و جماعت ، معارف خود را به جز قرآن ، از پیشینیان خود و پیشینیان ما هم از پیشینیان خود و آنان نیز... تا می رسد به صحابه و صحابه کرام(رض) هم از پیامبر(ص) گرفته اند. اما وهابیت بعد از 12 قرن از پیامبر(ص) آمده و ادعاهایی آورده ، دیگران را مشرک و کافر می خواند. در این صورت آیا فرقه و مذهبی که از عصر حضرت رسول و صحابه وجود داشته ، اهل بدعت است یا فرقه ای که تازه از راه رسیده است؟
تحفه اینکه وهابی ها که رهبر شان اینگونه پیروی از پیشینیان را مذمت می کند ، ادعای سلفیت هم دارد؟!!! شما که سلف را مشرک می دانید چگونه ادعای سلفیت می کنید؟ مگر محمد بن عبد الوهاب ، پیامبر تان ما را نکوهش نمی کند که " اتبع هؤلاء سنن من قبلهم و سلکوا سبیلهم" ؟ مگر سلف غیر از همان پیشینیان است؟ پس چگونه هم ادعای سلفیت می کنید و هم پیشینیان را و سلف را می کوبید؟ این تناقض را چگونه حل می کنید؟
نویسنده پست: عبد الصدیق
آی پرس: سیزدهمین کنفرانس هرتزلیا که معمولا به مسائل استراتژیک مربوط به اسراییل میپردازد، اواخر ماه مارس خاتمه یافت و از جمله مسائلی که در آن مطرح شد، تلاش برای عمیقتر کردن بحران سنی و شیعه در خاورمیانه برای حفظ امنیت اسراییل بود.
به گزارش آیپرس، روزنامه عربزبان السفیر در گزارشی به قلم «سمیر کرم»، به بررسی نقش رژیم صهیونیستی در اختلافات شیعه و سنی در منطقه پرداخت.
به نوشته این تحلیلگر عرب، ممکن است مدتها به دنبال دست اسراییل در فتنهانگیزی بین سنی و شیعه بگردیم و چیزی پیدا نکنیم. ممکن است نا امید شده و به خود بگوییم که این یک اختلاف تاریخی است و در شرایط کنونی هر لحظه ممکن است منفجر شده و باعث جنگی بین عربهای سنی و ایران شیعه شود.
برخی از کسانی که فریاد آموزههای دینی، تاریخی و فرهنگی میان سنی و شیعه را سر دادهاند، گویی بیشتر از دیگران آماده جنگ هستند، بطوریکه اگر سخنان این عده را گوش دهیم فکر میکنیم که جنگ عربها و ایران نزدیکتر از تصور ماست.
سپس باز میگردیم و بار دیگر دنبال رد پای اسراییل در این فتنه میگردیم و یک بار دیگر چیزی پیدا نمیکنیم و اسراییل را نیز کاملا ساکت میبینیم.
با این حال ناگهان شاهد از غیب میرسد و دلیلی پیدا میشود که به روشنی نشان میدهد، اسراییل اگر هم در فتنه سنی و شیعه دست ندارد، اما از آن بسیار خوشحال است.
سیزدهمین کنفرانس هرتزلیا که معمولا به مسائل استراتژیک مربوط به اسراییل میپردازد، اواخر ماه مارس خاتمه یافت و از جمله مسائلی که در آن مطرح شد، تلاش برای عمیقتر کردن بحران سنی و شیعه در خاورمیانه برای حفظ امنیت اسراییل بود.
در بخشی از کنفرانس ذکر شد: «ضروری است که تنش میان سنی و شیعه از طریق تشکیل محوری سنی در منطقه، عمیقتر شود که این محور نیز میتواند با شرکت کشورهای عربی خلیج [فارس]، مصر، ترکیه و اردن تشکیل شود.»
در بخش دیگری از کنفرانس هرتزلیا آمد: «محور مزبور، همپیمان اسراییل و آمریکا خواهد بود و در مقابل محور شر به رهبری ایران به عنوان یک محور شیعی ایستادگی میکند.»
روشن است که کنفرانس هرتزلیا که یکی از مهمترین کنفرانسهای برگزار شده در اسراییل با شرکت مهمانهای آمریکایی و اروپایی است، مسائل استراتژیک و سیاسی را بررسی میکند تا اسراییل و همپیمانانش ظرف سال آینده، بر اساس آن حرکت کنند.
این دور از کنفرانس مزبور تلاش داشت به اسراییل و دوستانش یادآور شود که این رژیم میتواند از بحران سنی و شیعه به سود خود و به خصوص در مواجهه با ایران استفاده کند. متفکران و استراتژیستهای اسراییل بر این باور هستند که تلآویو تاکنون کار قابل توجهی در این زمینه انجام نداده و بهترین بستر برای مقابله با خطر ایران را فراموش کرده است.
در کنفرانس هرتزلیا همچنین عنوان شد: «در شرایطی که احتمال تجزیه سوریه روز به روز بیشتر و نزدیکتر به حقیقت شده است، کشورهای غربی و همپیمانان منطقهای آنها به خصوص ترکیه، اردن و اسراییل باید با یکدیگر هماهنگی کنند تا جلوی خارج شدن سلاحهای پیشرفته و نیمهپیشرفته سوریه گرفته شود و حتی اگر شرایط ایجاب کند، برای تحقق این هدف باید به اقدامات نظامی نیز متوسل شد.»
کنفرانس از آنچه که «سیاست مخفی شدن اسراییل در مقابل طوفانهای دو ساله منطقه» خواند، انتقاد و اعلام کرد که ادامه این رفتار باعث خواهد شد تا سرنوشت اسراییل به خطر بیافتد.
بر اساس ترجمه منتشر شده از این گزارش، حاضران در هرتزلیا، انگشت اتهام و سرزنش خود را به سمت اسراییل گرفتند که چرا در برانگیختن تنش سنی و شیعه فعالیت نکرده و از دستاوردهای آن به سود خودش بهرهبرداری نمیکند.
با این حال کنفرانس مزبور نیز به درستی معتقد است که فتنه سنی و شیعه عملا وجود دارد و تنها باید شعله آن زیادتر شود. به همین دلیل در بیانیه پایانی خود آورد: «اسراییل جایگزینی برای خروج از فضای استراتژیک پر تنش پیرامون خود دارد و این تنها از طریق همکاری با همپیمانانش در منطقه میسر میشود.
نقش اسراییل در مذاکرات بینالمللی و منطقهای در مورد سوریه بسیار مهم است و تنها در صورتی فضا به سود اسراییل خواهد شد که منطقه به دو محور صلح و شر تقسیم شود.»
بر اساس بیانیه پایانی، محور صلح؛ محوری شامل مصر، ترکیه و پادشاهیهای عربی است که به اسراییل نزدیک بوده و با آمریکا همپیمان هستند. هدف این محور مانند سابق این نیست که چگونه روند صلح عربها و اسراییل را پیش ببرد؛ بلکه قرار است مشارکت فعال اسراییل در ترسیم آینده منطقه را تسهیل کند و در عین حال از طریق همپیمانی با محور سنی، از تبدیل ایران به یک قدرت نظامی هستهای جلوگیری کند.
از جمله شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ، مفتی کل عربستان طی فتوایی اعلام کرد که «مسلمانان باید جلوی شیعهها را که عقیده اسلامی را هدف قرار دادهاند، بگیرند.» آل شیخ، مسلمانان [سنیها] را تشویق میکند که در مقابل شیعهها به عنوان یک مذهب باطل ایستادگی کنند و همین فتوا بود که سلفیهای مصر را به تظاهرات علیه ایران برانگیخت.
این حمله تبلیغاتی که خطر تبدیل سریع به یک جنگ مسلحانه را دارد، به نقطهای رسیده که تشیع دشمن شماره یک معرفی شده و ممکن است ناگهان چشم باز کنیم و ببینیم که اسراییل همپیمان کشورهای عربی شده، آن هم در مقابل ایران
نویسنده پست: عبد الصدیق
سنی : شما در مورد روایاتی که راجع به خوارج و خروج
آن ها از دین و این که آنان سگهای جهنم و بدترین
کشته شدگان در زیر آسمان کبود هستند ، وارد شده
چه می گویید ؟
وهابی : از مجموع این روایات بطور قطع معلوم می شود که
خوارج از دین خارج شده و مستوجب خشم خداوند می باشند
اما آن ها کسانی هستند که علی(رض) در نهروان آنان را به قتل
رساند ، در حالیکه پیروان سیدنا محمد بن عبد الوهاب از آن ها نیستند .
سنی : چرا خوارج مستوجب خشم خدا شدند ؟ آیا به این دلیل
که صحابه نماز و روزه خود را در قبال نماز و روزه خوارج کوچک
می شمردند ؟
وهابی : خیر
سنی : آیا به دلیل زهد آن ها و بریدن از لذت ها و بخاطر این بوده
است که قرآن می خواندند و به رأی تفسیر می کردند و گفتار
بهترین مخلوق را می گفتند؟ [1]
وهابی : خیر
سنی : پس به چه دلیل بوده است ؟
وهابی اینجا زبانش به لکنت می افتد و نمی تواند جواب بگوید .
سنی : خوارج مورد خشم خدا واقع نشدند مگر به دلیل اینکه
ریختن خون و تاراج مال مسلمانان را مباح دانستند و آنان را کافر
شمردند و تنها خود را مسلمان به حساب آوردند . شکی نیست
در این که هرکس این صفات را داشته باشد ، مستحق عذابهای
آنگونه هم خواهد بود.
نویسنده پست: عبد الصدیق
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً(کهف /103-104)
بگو: «آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه کنم؟» [آنان] كسانىاند كه سعی شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود خیال می کنند كه كار خوب انجام مىدهند.
یک روز که قرآن تلاوت می کردم ، به آیات بالا رسیدم ، ناگهان به این فکر افتادم افرادی که در زمان ما به اسم جهاد با مسلمانان می جنگند و مسلمانان را می کشند در قیامت چه سرنوشتی پیدا می کنند؟ بعضی افراد به خیال اینکه به بهشت می روند ، کمر بندی را به کمر می بندند و آن را در میان گروهی از مسلمانان منفجر می کنند. به این ترتیب هم خود شان می میرند و هم تعدادی از مسلمانان را به کام مرگ می فرستند. آیا واقعا این افراد به بهشت می روند؟ یا به جهنم؟ اگر کسانی که بدست این به اصطلاح مجاهدین, در پیش خدا مسلمان باشند ، آیا قاتلان آن ها به جهنم نمی روند؟ چه کسی از عالم غیب خبر دارد؟ آیا خداوند(جل جلاله) این عذر را از آن ها می پذیرد که ما فکر می کردیم این ها کافرند؟ آیا خداوند (جل شأنه) این عذر را از قاتلان خواهد پذیرفت که : مولوی ها و علمای ما به ما می گفتند: " رافضی ها ، طرفداران حکومت کرزای ، طرفداران حکومت بشار اسد ، طرفداران دولت عراق ، کافرند و قتل شان واجب و هرکس آن ها را بکشد به بهشت می رود" ؟
اگر این طور باشد ، حتما قاتلان علی مرتضی (کرم الله وجهه) نیز حتما به بهشت می روند؟ خوارج زمان خلیفه چهارم که با بیرحمی مسلمانان را می کشتند ، اکنون در بهشت باشند. آن ها هم علی(کرم الله وجهه) و شیعیان و طرفدارانش را کافر می دانستند و می کشتند. آن چنان که در تواریخ نوشته اند : موقعی که عبد الرحمن بن ملجم مرادی ، علی مرتضی را به قتل رساند ، الله اکبر گفت. خوارج هم خود را بر اساس آیه } وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد{"شاری" یعنی مجاهد لقب داده بودند و به ایات قرآن شریف استدلال می کردند که علی مرتضی کافر است و هرکس او را کافر نداند ، او هم کافر است؟! امروز چه کسی قادر است و جرئت می کند ، علی مرتضی را کافر بداند؟ اگر امروز به جای اهل سنت و جماعت ، خوارج اکثریت می داشتند ، آیا علی مرتضی را کافر نمی دانستند؟
آیا وقتی خوارج تنها سی سال بعد از رسول الله (صلی الله علیه و سلم) اشتباه کردند در حالی که تعداد زیادی از آن ها از صحابه بودند ، چگونه تکفیری های امروز بعد از چهارده قرن درست فکر می کنند وقتی شیعیان و مسلمانان طرفدار حکومت کرزای ، مسلمانان طرفدار بشار اسد و را کافر می دانند؟! این در حالی است که در این چهارده قرن تحولات زیادی روی داده و علما با افکار و عقاید مختلفی آمده و رفته اند. حضرت امام اعظم ابو حنیفه (رحمه الله علیه)می گفت : ما اهل قبله را تکفیر نمی کنیم. امام ابو الحسن اشعری هم در موقع مرگش گفت : خدا را شکر می کنم که در عمرم هیچ یک از اهل قبله را تکفیر نکردم.
آیا آیه شریفه}وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً { حکم نمی کند ، حد اقل در ریختن خون کسانی که ادعای مسلمانی دارند و نماز می خوانند و روزه می گیرند و ... احتیاط کنیم تا در قیامت دچار جهنم و عذاب ابدی نشویم؟
اما برخی از کسانی که ادعا دارند از اهل سنت و جماعت اند ، برخلاف آیات خدا(جل جلاله) و احادیث صحیح که ما در این وبلاگ موارد زیادی از آن ها را آورده ایم ، مسلمانان را بر اساس برخی احادیث ضعیف و بعضا جعلی یا بر اساس برخی آیات که ربط چندانی ندارد ، تکفیر می کنند و کشتن آن ها را واجب یا سنت می دانند؟! برای کشتن مسلمانان به قاتلان شان بهشت وعده می دهند ، به آن ها کلید بهشت می دهند که به گردن خود آویزان کنند؟!!!!
کی و کجا خدای عز و جل اختیار بهشت و جهنم خود را به آن ها داده است که آن ها کلید بهشت را به بعضی بدهند و بعضی دیگر از مسلمانان را به خیال خود با کشتن و انفجار ، به جهنم بفرستند؟ آن هایی که شهید برهان الدین ربانی و شهید رمضان البوطی و... را کشتند و مسلمانان شیعه را می کشند ، آیا از این نمی ترسند که ممکن است مسلمانان بی گناهی را کشته باشند و به جای بهشت ، برای ابد به جهنم بروند؟ به یادمان باشد ، افراد زنده را همیشه می شود کشت ، اما افراد مرده را هرگز نمی توان زنده کرد. به یاد مان باشد که اگر مسلمانی را به این خیال که کافر است بکشیم ، وقتی به آن جهان رفتیم هرگز نمی توانیم جبران کنیم. هرگز نمی توانیم به این جهان برگردیم و خطاهای خود را جبران کنیم.
مواظب باشیم ، از کسانی نباشیم که خداوند در باره آن ها خبر می دهد:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً(کهف /103-104)
بگو: «آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه کنم؟» [آنان] كسانىاند كه سعی شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود خیال می کنند كه كار خوب انجام مىدهند.
نویسنده پست: عبد الصدیق

جناب دكتر محمد سعيد رمضان بوطي در سال 1308 هجري شمسي مطابق با 1929 ميلادي در دهكده اي كوچك به نام جيلكا در جزيره ابن عمر در غرب آناتولي از يك خانواده ي ديني متولي شد.اصالت و نژاد ايشان از كرد هاي كشور تركيه مي باشد.
خانواده ي ايشان به دليل اهانت هايي كه توسط آتاتورك نسبت به اسلام مي شد و فشار و خفقاني كه از سوي حكومت ضد ديني آن زمان تركيه به خانواده هاي مسلمان شد در سال 1934 مجبور شدند به دمشق مهاجرت كنند و در منطقه ي كرد نشين ركن الدين اقامت گزيدند.
در آنجا جناب دكتر بوطي به فراگيري سيره ي نبوي و حديث، تفسير قرآن ، منطق، كلام و اصول فقه همت گماشت.وي در سال 1956 ميلادي پس از گذراندن يك دوره ي سه ساله در دانشگاه الازهر با مجوز تدريس شريعت به دمشق بازگشت.
پس از آنكه در سال 1965 موفق به اخذ مدرك دكترا دانشگاه الازهر شد، به عنوان مدرس فقه مقايسه اي(الفقه الاسلامي المقارن) و مطالعات اسلامي(العقايد و الاديان) در دانشگاه بزرگ سوريه انتخاب شد.آثار دكتر بوطي بسيار متعدد و متنوع اند مهمترين آنها بيش از 20 جلد رساله و 10 سري جزوه در خصوص بحرانهاي جهان اسلام در بيست سال گذشته مي باشد كه تحت عنوان تحليل نهايي ( ابحاث في القيمّه) به چاپ رسيده است و با رها به زبانهاي مختلف بلاد اسلامي ترجمه شده و در بين مسلمانان بسيار پر طرف دار است
دین و اندیشه - «محمد سعید رمضان البوطی» 1 حمل(فروردین)1392 در هنگام تدریس همراه با 20 نفر دیگر در مسجد الایمان در محله المزرعه دمشق به دست وهابی های تروریست به شهادت رسید.
نویسنده پست: عبد الصدیق
قانون- این کنفرانس که «جدایی شیعه و سنی» نام دارد روز یکشنبه (۲۰ اسفند/بیستم حوت) در «ساختمان دن دیوید» در دانشگاه تلآویو برگزار شد.
به گزارش پرس تی وی، دانشگاه تلآویو از جمله دانشگاههای رژیم اسرائیل است که پیش از این نیز از چنین کنفرانسهایی حمایت مالی کردهاست.
این کنفرانسها برای وادار سازی سلفیها در کشورهایی نظیر عربستان سعودی، مصر و اردن به جنگ بر ضد مسلمانان شیعه در کشورهای دیگر منطقه خاورمیانه و سایر بخشهای جهان برگزار میشود.
جیمز جنیگز، رئیس موسسه «کانشس اینترنشنال» در مصاحبه با پرس تیوی در این زمینه گفت:«وقتی شما به راهبردی که اسرائیل به مرور زمان مورد استفاده قرار داده است میاندیشید درمییابید که هدف آنها تفرقهانداختن و حکومت کردن است.»
جنینگز افزود:«تا زمانی که کسی با صداقت در این زمینه مطالعه میکند و افراد دیگر را نیز برای بیان نظراتشان در این زمینه دعوت میکند این موضوع ذاتا اشکالی نخواهد داشت اما متاسفانه موضوع و هدف آنها چیز دیگری است.»
.............................
اکنون سئوال این است : آیا اسرائیل نگران اختلاف شیعه و سنی است که کنفرانس بر گزاز می کند یا اینکه می خواهد راه های گسترش اختلافات را پیدا کند تا مسلمانان را بیشتر به جان هم انداخته و بقای خود را در پناه اختلافات مسلمانان تضمین کند؟
در جهان اسلام چه کسانی و چه گروه هایی در جهت اهداف و خواسته های اسرائیل گام بر می دارد؟
آیا این خود بهترین دلیل نیست که ما باید از مسلمان کشی و ترور و جنگهای داخلی در عالم اسلامی دست برداریم؟
نویسنده پست: عبد الصدیق

